اولین سیزده بدر یاسمینی
عزیزم سیزده بدرت مبارک، سیزده امسال تصمیم گرفتیم بریم باغ بابایی، آب و هوای خیلی خوبی بود ،شکوفه ها همه باز شده بودند. خیلی زیبا بود شما هم خیلی اونجا رو دوست داشتی به موقع می خوابیدی به موقع بازی می کردی و اصلا گریه نکردی اینقدر اونجا خوب بود که منم دوست نداشتم برگردم، اونروز قرار بود جوجه کباب درست کنیم، منم یه سیخ جوجه برای شما کباب کردم اولین باری بود که می خواستی جوجه کباب میل کنی، با اینکه هنوز دندون نداشتی ولی خوب می جویدی، یه تیکه از جوجه کباب رو هم خوردی، اونروز کلی عکس ازت گرفتم، تو هم بعد این همه عکس و غذا خوابت برد و 2 ساعتی اونجا زیر درختا خوابیدی،خیلی زیبا خوابیده بودی خوشگلم. اونروز اکثر فامیلا بودن که تورو اصلا ندیده بو...




